سفارش داروهای طب اسلامی

۱۱ نسخه طب اسلامی برای بیماری های چشم

۱۱ نسخه طب اسلامی برای بیماری های چشم

۵.۰ rating based on ۱,۲۳۴ ratings

بیانات آیت الله تبریزیان پیرامون 11 نسخه طب اسلامی برای بیماری های چشم در سلسله دروس طب اسلامی خود مورخ 94/02/07 به شرح ذیل می باشد:

بیماری‌های چشم شامل چشم درد، ورم ملتحمه (رمد)، آب‌مروارید، آب سیاه، رطوبت و اشک، چرک، سرخی و چرک و ضعف بینایی (در روایات به شکایت از چشم تعبیر شده) است.

چشم درد در احادیث طب اسلامی

در روایت آمده: «عمر گفت هیچ دردی مانند دندان‌درد نیست و هیچ همّی مانند همّ عروسی نیست. ولی حضرت امیر (سلام الله علیه) و پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مقابل می‌فرمایند هیچ دردی مانند درد چشم نیست و هیچ همّی مانند بدهکاری نیست.»

همچنین سؤال شد که آیا مرد هم قاعده می‌شود؟ جواب: بله وقتی که طلبکار بالای سرش بایستد.

در روایت دیگری آمده: «هیچ دردی نیست جز چشم‌درد، و هیچ عاجز شدنی نیست به این اندازه مانند عاجز شدن در مقابل بدهکاری.»

در روایتی آمده: «أن أمیر المؤمنین (علیه السلام) اشتکى عینه فعاده النبی (صلى الله علیه وآله) فإذا هو یصیح، فقال النبی (صلى الله علیه وآله): أجزعا أم وجعا؟ فقال: یا رسول الله ما وجعت وجعا قط أشد منه»[1] 

ترجمه روایت:
«حضرت امیر (سلام الله علیه) مبتلا به چشم‌درد شدند و پیامبر (صلی الله علیه و آله) به عیادتشان آمدند و حضرت امیر (سلام الله علیه) فریاد می‌زدند، پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند این جزع است یا درد است، حضرت امیر (سلام الله علیه) فرمودند ای رسول خدا من تا به حال به دردی شدیدتر از این مبتلا نشدم.»

ناخن بگیرید تا چشم درد نگیرید! 11 نسخه طب اسلامی برای بیماری های چشم

پیشگیری گرفتن ناخن در پنجشنبه و شنبه است، پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: «من قلم أظفاره یوم السبت ویوم الخمیس و أخذ من شاربه عوفی من وجع الضرس ووجع العین»[2] 

ترجمه روایت:
«کسی که ناخن‌هایش را در روز شنبه و پنجشنبه می‌گیرد و سبیل خود را کوتاه می‌کند، از دندان‌درد و چشم‌درد معاف می‌شود.»

شاید بتوان گفت که منظور گرفتن ناخن و سبیل در هر دو روز است مثلاً یک دست در پنجشنبه و یک دست در شنبه اما به احتمال بیشتر منظور گرفتن ناخن و سبیل در یکی از این دو روز است.

البته گرفتن ناخن در روزهای دیگر هم توصیه شده و هرکدام خواص خود را دارند، مثلاً ناخن گرفتن در جمعه برای رفتن به بهشت است و در دوشنبه برای زیاد شدن روزی است، و می‌توان ناخن گرفتن را بین این روزها تقسیم کرد.

از این روایت معلوم می‌شود که زمان خاصیت و نقش خود را دارد.

چشم درد, دردچشم, ایت الله تبریزیان, طب اسلامی, درمان چشم درد, 11 نسخه طب اسلامی برای بیماری های چشم

در روایت دیگری آمده: «رآنی أبوالحسن (سلام الله علیه) وأنا أشتکی عینی فقال : ألا أدلک على شئ إذا فعلته لم تشتک عینک؟ قلت : بلى قال : خذ من أظفارک فی کل خمیس قال : ففعلت فلم أشتک عینی»[3] 

ترجمه روایت:
«امام کاظم (سلام الله علیه) مرا دید و از چشم‌درد شکایت می‌کردم، امام فرمودند آیا به شما نشان ندهم چیزی که اگر انجام دهی به چشم‌درد مبتلا نشوی؟ گفتم بله، امام فرمودند ناخن‌هایت را هر پنجشنبه بگیر، من هم همین کار را کردم و دیگر مبتلا به چشم‌درد نشدم.»

از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل شده: «من أراد ان یأمن الفقر وشکایه العین والبرص والجنون فلیقلم أظفاره یوم الخمیس بعد العصر ولیبدأ بخنصره من الیسار.»[4] 

ترجمه روایت:
«کسی که می‌خواهد ایمن شود از فقر، و چشم‌درد، و پیسی، و جنون ناخن‌هایش را در پنجشنبه و بعد از عصر بگیرد و از انگشت کوچک دست چپ شروع کند.»

جمع بین این روایات اینگونه است که ناخن گرفتن در هر ساعت از پنجشنبه پیشگیری از چشم‌درد است اما برای بقیه خواص مانند ایمنی از فقر و … باید عصر پنجشنبه ناخن بگیرد.

آب آسمان باعث امان از چشم درد 11 نسخه طب اسلامی برای بیماری های چشم

دومین درمان آب آسمان است، در روایت آمده: «وإن کان به وجع العین، یقطر من ذلک الماء فی عینیه، ویشرب منه ویغسل (به) عینیه، یبرأ بإذن الله تعالى»[5] 

ترجمه روایت:
«اگر شخص مبتلا به چشم‌درد از آب باران در چشم خود بریزد و از آن آب بنوشد و چشمانش را با آب باران بشوید، چشم‌دردش خوب می‌شود، به اذن خدای متعال.»

داروی شافیه طب اسلامی بهترین درمان چشم درد 11 نسخه طب اسلامی برای بیماری های چشم

درمان سوم داروی شافیه است، در روایت آمده: «إنه نافع للفالج العتیق والحدیث … ووجع العین»[6]

ترجمه روایت:
«برای فلج مفید است، چه جدید و چه قدیمی، … و برای چشم‌درد هم مفید است»
 البته اگر داروی شافیه شانزده ماهه شود برای کوری هم مفید است ولی برای چشم‌درد و فلج کافیت که حداقل یک ماه گذشته باشد.

استفاده از مرزنجوش در درمان بیماری های چشم 11 نسخه طب اسلامی برای بیماری های چشم

درمان چهارم مرزنجوش است، پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: «نعم الریحان المرز نجوش ، نبت تحت ساق العرش وماؤه شفاء العین.»[7] 

ترجمه روایت:
«بهترین گیاه مرزنجوش است، زیر ساقه عرش روییده است و آب مرزنجوش درمان چشم است.»

البته اگر مرزنجوش تازه باشد شاید بهتر باشد و اگر تازه هم نبود آن را بجوشانند و آب آن را بگیرند و در چشم بریزند برای تمام بیماری‌های چشم مفید است و چشم‌درد هم جزو این بیماری‌هاست، و مقدار آن می‌تواند چند قطره مثلا یک تا سه قطره باشد.

در مورد مرزنجوش روایات متعددی وارد شده که درمان‌های زیادی از بیماری‌های مغز را شامل می‌شود و چشم هم جزء مغز محسوب می‌شود.

استشفاء به پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله برای چشم درد 11 نسخه طب اسلامی برای بیماری های چشم

درمان پنجم منبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) است،

امام صادق (سلام الله علیه) می‌فرمایند: «إذا فرغت من الدعاء عند قبر النبی (صلى الله علیه وآله) فائت المنبر فامسحه بیدک وخذ برمانتیه وهما السفلاوان وامسح عینیک ووجهک به فإنه یقال: إنه شفاء العین وقم عنده فاحمد الله وأثن علیه وسل حاجتک فإن رسول الله (صلى الله علیه وآله) قال: ما بین منبری وبیتی روضه من ریاض الجنه ومنبری على ترعه من ترع الجنه»[8] 

ترجمه روایت:
«زمانی که فارق شدی از دعا کردن نزد قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله)، بیا نزد منبر و دستانت را با منبر مسح کن و دو گرده پایین آن را بگیر، و چشمان و صورت خود را با منبر مسح کن، زیرا گفته می‌شود این شفای چشم است، و آنجا مکث کن، حمد و سپاس خدا را بگو و حاجتت را بخواه، زیرا پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود مابین منبرم و خانه‌ام باغی از باغ‌های بهشت است و منبر من روی چشمه‌ای از چشمه‌های بهشت است.»

دو اشکال وجود دارد:
یکی اینکه منبر موجود، منبر اصلی پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیست، پاسخ این است که منبر اصلی زمان معاویه تغییر کرد و در زمان امام صادق (سلام الله علیه) نیز این منبر عوض شده بود پس لازم نیست که همان منبر اصلی باشد، و اینکه در روایت گفته شده چون روی چشمه ای از چشمه‌های بهشت است درمان می‌کند و مهم نیست که منبر عوض شود،
اشکال دوم اینکه امام فرمودند می‌گویند شفای چشم است، آیا توسط مردم تجربه شده یا از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل شده، امام نفرموده‌اند که من می‌گویم یا پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفته است، البته ائمه (سلام الله علیهم) چیز گزاف نمی‌گویند و مهم این است که این اثر را دارد حال چه تجربه ثابت کرده باشد و چه کلام پیامبر (صلی الله علیه و آله) باشد.

سرمه, خواص سرمه, ایت الله تبریزیان, طب اسلامی, خرید سرمه, سرمه دان, 11 نسخه طب اسلامی برای بیماری های چشم

سرمه کافوری بزنید تا از چشم درد نداشته باشید 11 نسخه طب اسلامی برای بیماری های چشم

این سرمه در چند روایت و از چند طریق وارد شده و بعضی صحیح السند است، کلینی از ابن محبوب نقل می‌کند، و حسن بن محبوب از مردی نقل می‌کند، ولی از آنجا که حسن بن محبوب از اصحاب اجماع است و معتبر است، البته سند دیگری دارد که صحیح السند است،
در این روایت آمده: «دخل رجل على أبی عبد الله (علیه السلام) وهو یشتکی عینیه فقال له: أین أنت عن هذه الاجزاء الثلاثه: الصبر والکافور والمر؟ ففعل الرجل ذلک فذهبت عنه»[9]

ترجمه روایت:
«مردی وارد بر امام صادق (سلام الله علیه) شده و از چشم‌درد شکایت داشت، امام فرمودند چرا از این سه چیز استفاده نمی‌کنی، از صبر و کافور و مر، مرد این کار را کرد و بیماری چشمش برطرف شد.»

از ظاهر روایت برمی‌آید که شخص چشم‌درد دارد البته می‌تواند کل بیماری‌های چشم را شامل شود و در روایت دیگری نسبت به ضعف چشم وارد شده.

صبر همان شیره یا ژل گیاه آلوورا است که خارج می‌کنند، این ژل بی‌رنگ است و آن را روی آتش می‌گذارند تا خشک شود، و در این حالت سیاه رنگ می‌شود و ذرات زرد رنگ روی آن باقی می‌ماند، و به همین جهت به آن صبر زرد می‌گویند،
البته بهترین صبر از یمن است و بهتر از آن صبر اسقوتری است که نمی‌دانم کجاست و هنوز بررسی نکردم، صبر برای یبوست و قند خون مفید است.

کافور هم در اصل درختی است که در آفریقا می‌روید و مراد هم برگ آن درخت است، از آن به عنوان عطر برای شستن مرده‌ها استفاده می‌شود،
امروزه کافوری که در بازار موجود است شیمیایی است و بهتر است که همان برگ کافور تهیه شود و اگر نه از همین کافور شیمیایی استفاده شود،
البته به نظر بنده این کافور خاصیت درمانی ندارد و تنها برای کاهش تندی مر از آن استفاده شده زیرا در روایت دیگری فقط صبر و مر ذکر شده‌اند
.

مر یا مر مکی، صمغ یک گیاه است که بسیار تلخ و زرد یا نارنجی است و از مکه می‌آید و باید صاف و خالص باشد. این سه را باید نرم آسیاب کرد و مخلوط کرد و با آن سرمه کشید، البته این روایت نگفته که به عنوان سرمه استفاده شود و شاید بتوان آن را در چشم هم ریخت.

دعائی برای رهایی از چشم درد 11 نسخه طب اسلامی برای بیماری های چشم

محمد جعفی از پدرش نقل می‌کند: «خیلی وقت‌ها مبتلا به چشم‌درد می‌شدم و این مطلب را به امام صادق (سلام الله علیه) شکایت کردم، امام فرمودند آیا به شما دعایی نیاموزم که برای دنیا و آخرت مفید است و برای چشم‌درد هم درمان است، عرض کردم بله، امام فرمودند بعد از نماز صبح و نماز مغرب این را بگویید:
اللهم إنی أسألک بحق محمد وآل محمد علیک صل على محمد وآل محمد واجعل النور فی بصری والبصیره فی دینی والیقین فی قلبی والاخلاص فی عملی والسلامه فی نفسی والسعه فی رزقی والشکر لک أبدا ما أبقیتنی»[10]

نمازی برای بهبود دردچشم 11 نسخه طب اسلامی برای بیماری های چشم

این نماز دو رکعت است در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد و سه مرتبه سوره کافرون و یک مرتبه آیه ﴿وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ لاَ یَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَیَعْلَمُ مَا فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَهٍ إِلاَّ یَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّهٍ فِی ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ یَابِسٍ إِلاَّ فِی کِتَابٍ مُّبِینٍ﴾[11] خوانده می‌شود.[12]

آیت الکرسی بخوانید تا چشمانی سالم داشته باشید! 11 نسخه طب اسلامی برای بیماری های چشم

حضرت امیر (سلام الله علیه) می‌فرمایند: «إذا اشتکى أحدکم عینه فلیقرأ علیها آیه الکرسی وفی قلبه أنه یبرأ ویعافى فإنه یعافى إن شاء الله تعالى»[13] 

ترجمه روایت:
«هرکس از شما بیماری چشم داشته باشد، روی چشمش آیهالکرسی بخواند و در دلش هم این باشد، همانا خوب می‌شود، به خواست خدای متعال.»

همچنین نقل شده: «کسی که هر روز آیه ﴿فجعلناه سمیعا بصیرا﴾ را تکرار کند چشمش از آفات و بیماری‌ها سالم خواهد بود.»[14]

بنده دیدم که بعضی علما در نجف بعد از نماز دست بر چشم قرار می‌دهند و آیهالکرسی می‌خوانند، شاید منبع روایی هم داشته باشد و اثرش این گونه بیشتر شود.

آب و آیات قرآن دوای چشم درد شما 11 نسخه طب اسلامی برای بیماری های چشم

در مکارم الاخلاق آمده: «روی آب سه مرتبه این آیات را بخوانند و صورت را با آن بشویند ﴿فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید﴾، ﴿ولو نشاء لطمسنا على أعینهم ـ إلى قوله ـ یبصرون﴾، ﴿وإن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لما سمعوا الذکر ویقولون إنه لمجنون وما هو إلا ذکر للعالمین﴾»[15]

این مطلب به پیامبر (صلی الله علیه و آله) یا امام نسبت داده نشده و شاید روایت نباشد و ممکن است که آیات درمان باشد، بعضی ابتکار به خرج داده‌اند و آیاتی که مثلاً در آن چشم آمده را جمع می‌کنند و به عنوان درمان بیماری چشم معرفی می‌کنند، و خیلی روی این نمی‌توان حساب کرد.

استفاده از قارچ باعث رفع چشم درد 11 نسخه طب اسلامی برای بیماری های چشم

برای هر عضوی درمان شاخصی وجود دارد، مثلاً برای گوش سداب و برای چشم سرمه و کمأه درمان‌های شاخص هستند، کمأه نوعی قارچ شبیه به سیب‌زمینی است که در مناطق خاصی بوجود می‌آید و در اول سال (بهار) فراوان می‌شود و مانند گوشت استفاده می‌شود.

روایات زیاد در مورد کمأه آمده و برای بیماری‌های چشم روی آن فراوان تأکید شده، ولی ما هنوز موفق نشدیم روی آن کار کنیم. در روایت آمده: «الکماه من المن»[16] 

ترجمه روایت:
«کمأه از من است» و در قرآن آمده: ﴿وَأَنزَلْنَا عَلَیْهِمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى﴾[17]

وقتی بنی اسرائیل در صحرا گم شدند، خداوند بر آنها من و سلوا نازل کرد، سلوا نوعی کبوتر بوده است ولی راجع به من اختلاف است البته خیلی‌ها می‌گویند که من همان انگبین است که نوعی شیره سیاه رنگ و شیرین است که بر سنگ‌ها منعقد می‌شود،

حال این روایت می‌گوید که کمأه هم جزء من است، شاید بتوان گفت که من، چیزهایی است که خدا بر بنی اسرائیل نازل می‌کرد و یکی از آنها کمأه است، مؤیید این مطلب روایتی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) است که می‌گوید: «الکماه من المن الذی أنزله الله على بنی إسرائیل وهی شفاء للعین»[18] 

ترجمه روایت:
«کمأه از من است که خداوند بر بنی اسرائیل نازل فرمود و آن شفا برای چشم است.» ،

تفسیر دیگر این که من هرچیزی است که خداوند بر بندگان منت گذاشته و بدون زحمت به بندگان داده اس.

یک احتمال دیگر این که بعضی افراد که با این قارچ سر و کار دارند می‌گویند اگر در اول بهار رعد و برق و باران نباشد کمأه بوجود نمی‌آید، پس می‌توان گفت این چیزهایی که از آسمان نازل می‌شود همان من باشد و وقتی گفته می‌شود که کمأه از من است یعنی منشأ آن من است.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: «الکمأه من المن والمن من الجنه وماؤها شفاء للعین»[19] 

ترجمه روایت:
«کمأه از من است، و من از بهشت است، و آب آن درمان چشم است.»

در روایت دیگر پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: «الکمأه من نبت الجنه، وماؤها نافع من وجع العین»[20]

ترجمه روایت:
«کمأه از چیزهایی است که در بهشت می‌روید و آب کمأه برای چشم‌درد مفید است.» برای استفاده از کمأه باید آن را فشار داد و آب آن را گرفت، نکته دیگر اینکه چون کمأه در خاک رشد می‌کند باید به درستی پاک شود و استریل شود.
11 نسخه طب اسلامی برای بیماری های چشم

در روایتی آمده: «تَأْخُذَ کَمْأَهً فَتَغْسِلَهَا حَتَّى تُنَقِّیَهَا ثُمَّ تَعْصِرَهَا بِخِرْقَهٍ وَ تَأْخُذَ مَاءَهَا فَتَرْفَعَهُ عَلَى النَّارِ حَتَّى یَنْعَقِدَ ثُمَّ تُلْقِیَ فِیهِ قِیرَاطاً مِنْ مِسْکٍ ثُمَّ تَجْعَلَهُ فِی قَارُورَهِ فَتَکْتَحِلَ مِنْهُ مِنْ أَوْجَاعِ الْعَیْنِ کُلِّهَا فَإِذَا جَفَّ فَاسْحَقْهُ بِمَاءِ السَّمَاءِ أَوْ غَیْرَهُ ثُمَّ اکْتَحِلْ مِنْهُ‌»[21] 

ترجمه روایت:
«یک کمأه را برمی‌داری و می‌شویی تا تمیز شود، سپس آن را در پارچه‌ای فشار می‌دهی و آب آنرا می‌گیری، سپس آن را روی آتش قرار می‌دهی تا بسته شود، یک قیرات (کمتر از یک گرم) مشک در آن می‌ریزی سپس آن را در یک شیشه قرار می‌دهی، سرمه می‌کشی برای کل بیمار‌های چشم، و اگر خشک شد آن را با آب آسمان یا غیر آن حل کن سپس سرمه بکش.»

در طب اسلامی معمولاً برای درمان چشم، سرمه کشیدن توصیه شده است ولی در طب امروزی معمولاً دارو به صورت قطره است،
به نظر می‌رسد که سرمه کشیدن اثر بیشتری دارد زیرا چکاندن قطره در چشم راحت‌تر است و امام می‌توانست بگوید که آب آن را در چشم بریزید،
شاید علت این است که قطره سریعاً از چشم خارج می‌شود ولی سرمه مدت طولانی‌تری در چشم می‌ماند.

از مجموع روایت می‌توان نتیجه گرفت که آب باران و مشک در درمان خصوصیتی ندارند و درمان اصلی همان کمأه است و دیگر مواد برای محافظت از دارو استفاده شده‌اند.

همچنین روایتی از اهل سنت آمده، ابو هریره روایت می‌کند: «أخذت ثلاثه أکماء أو خمسا أو سبعا فعصرتهن فجعلت ماءهن فی قاروره کحلت به جاریه لی فبرأت.»[22]

ترجمه روایت:
«سه تا یا پنج تا یا هفت تا کمأه گرفتم، آب آنها را گرفتم و آب آنها را در شیشه قرار دادم، و به یکی از دخترانم سرمه کشیدم و خوب شد.»

این روایت از نظر سند اعتباری ندارد، اما نکه این است که روش تهیه ذکر شده متناسب با امکانات آن زمان است و شاید منع نداشته باشد که با امکانت و روش‌های امروزی این کار را انجام دهیم، و مواد را استریل کنیم یا به جای آب بارن از آب مقطر استفاده کنیم.

منابع:

  1. االاصول من الکافی، شیخ کلینی، ج۳، ص۲۵۳.
  2. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج۱، ص۱۲۸.
  3. مکارم الاخلاق، رضی الدین أبی نصر الحسن بن الفضل الطبرسی، ص۶۵.
  4. مکارم الاخلاق، رضی الدین أبی نصر الحسن بن الفضل الطبرسی، ص۶۶.
  5. مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری طبرسی، ج۱۷، ص۳۳.
  6. بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۶۲، ص۲۴۹.
  7. مکارم الاخلاق، رضی الدین أبی نصر الحسن بن الفضل الطبرسی، ص۴۵.
  8. الاصول من الکافی، شیخ کلینی، ج۴، ص۵۵۳.
  9. الاصول من الکافی، شیخ کلینی، ج۸، ص۳۸۳.
  10.  الاصول من الکافی، شیخ کلینی، ج۲، ص۲۴۹.
  11. سوره انعام، آیه۵۹.
  12. مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری طبرسی، ج۶، ص۳۹۰.
  13. مکارم الاخلاق، رضی الدین أبی نصر الحسن بن الفضل الطبرسی، ص۳۷۴.
  14. مکارم الاخلاق، رضی الدین أبی نصر الحسن بن الفضل الطبرسی، ص۳۷۵.
  15. مکارم الاخلاق، رضی الدین أبی نصر الحسن بن الفضل الطبرسی، ص۳۷۵.
  16. عیون أخبار الرضا (ع)، شیخ صدوق، ج۱، ص۸۰.
  17. سوره اعراف، آیه۱۶۰.
  18. عیون أخبار الرضا (ع)، شیخ صدوق، ج۱، ص۸۰.
  19.  االاصول من الکافی، شیخ کلینی، ج۶، ص۳۷۰.
  20. المحاسن، احمد بن محمد بن خالد البرقى، ج۲، ص۵۲۷.
  21. دعائم الإسلام، قاضی نعمان مغربی، ج۲، ص۱۴۷.
  22. بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۶۲، ص۱۵۲.
سلامت نویس وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *